مسافر
دوستان ويا وابستگان ويا اتفاقي عكس زيبائي از كساني توي وبلاگم بگذارم كه نگاه به آنها مارا
با خوي وخصلت خدائي بيشتر آشنا كنه .
خوي وخصلتي كه اين روزا خيلي كم ويا كمرنگ شده است .
حسادت و نامهرباني و دوروغ ونيرنگ جاشو گرفته و مال ومنال وزرق وبرق
دنياچشماشونو كوركرده
باورمون شده كه دنيا ماندنيه ؟
اين عكس ها ساليان دراز البته نه چندان دور براي صاحب عكس جز خاطره اي نخواهد بود ؟
اگر دنيا عبث بود ؟
اگرحقيقت وجود نبود؟
اگر بعد این دنیا آخرتي نبود ؟
چرا خلقت بشر با اين همه پيچيدگي را خداوند به عنوان احسن الخالقين مي ستايد؟
به فرشتگانش فخرمي فروشد وامر به تعظيم در برابر انسان مي كند ؟
يا منكر خلقت هستيم كه انشاالله نيستيم
يا باورش داريم كه داريم ؟
خون جهنده ( علقه) كه ار صلب مرد (پدر) به رحم زن (مادر)وارد ميشود بعد از اندكي تحمل با هم آشنا شده وبه حكم آفرينش قادرتوانا به نطفه و سپس به آفريده اي از آفريده گان مبدل ميشود ؟
اگراين نطفه كه رشد كرده است ميدانست كه دنيائي ديگر درانتظار اوست چه حالي داشت ؟
با توجه به محيطي خون آلوده و خوراكي وحشتناك با لوله اي در دهان ؟
آيا سراسر تلاش و كوشش نبود تا براي رسيدن به دنيائي روشن تر و وسيع تر با عنوان خوراكي هاي جور وا جور؟
همان كودك پا به عرصه وجود درجهاني ناآشنا وارد ميشود ابتدا از وحشت فرياد وانصيبتا سر ميدهد ، ولي لبخند مهربانه والدين وآغوش گرم مادر اورا آرام مي كند وكم كم بزرگ وبزرگتر ميشود.
اگر اين انسان كه ماهم يكي از نوع آن هستيم دراين دنياي بسته در محيطي بنام جو و آتمسفر و محدودو مصور زندان دنيا محدود در خورد وخوراك و البسه وجمعي از مجموعه هستي ميدانست كه دنيائي بهتر از اين دنيا درانتظار اوست چكارمي كرد ؟
آيا به ماندن در اين محبس رضايت ميداد؟
آنان كه از راز خلقت آگاه هستند به حكم قضا تن در داده ودراين مسير پرخطر با اكراه و لي با دلي مملو از اشتياق ديدار دنيائي بهتر منتظر لبيكند، لبيك...
آنان دنبال كاخ وباغ ، زرق وبرق دنيا نيستند ، آنان باوركرده اند كه فرصتي براي جمع كردن مال در اين دنياي ناموندني وجود ندارد ،
آنها ميدانند سفرنزديك
وتوشه بايد چيد ؟
نه خوشه ؟
هرچه بارسفر كمترباشد رفتن ورسيدن به مقصد آسان تراست ؟
شما فرض كنيد مي خواهيد به سفرحج مشرف شويد ؟
توشه با خود چه مي بريد ؟
جز پول براي خريد مايحتاج ديگران ؟
ميشود كاخي ساخت وبا خود برد ؟
چادرمسافرتي باخود برد ؟
نان وسبزي و ميوه و... با خودبرد؟
خوب نميشود زيرا همه به تو خواهند خنديد .
پس چه بايد برد ؟
عشق به خدا ، ديدار قبر پيامبر و بقيع..
و دور زدن وزيارت كعبه دل و كعبه آمال ،
آنقدر چيزهاي خوراكي وزرق وبرق براي حجاج وجود دارد كه حتي فكر خوردن هم
ازسرشان مي پرد.
به راستي چه توشه اي براي رفتن به دنياي واقعي وملاقات با دوست در دست داريم ؟
نویسنده: رضا خاوری